گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۸۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

منزه ز لاف است حیران معنی

به مقدار دعوی است نقصان معنی

سخن کف بود بحر پرشور جان را

خموشی است مهر نمکدان معنی

سراپایت از فکر تا درنگیرد

نگردی چراغ شبستان معنی

چه پر وا کند در دل بیضه عنقا؟

چه سازد فلک ها به جولان معنی؟

ره دور معنی نهایت ندارد

رباطی است لفظ از بیابان معنی

کند کشتی لفظ را بادبانی

قلم در کفم وقت جولان معنی

فسانی است هر تیغ روشن گهر را

بود پاکی لفظ افسان معنی

به گوش آید از عرش آواز، صائب

زند تیشه چون بر رگ کان معنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام