گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زنهار دل خویش به عالم نگذاری

این عیسی جان بخش به مریم نگذاری

هشدار که از بهر یکی دانه بی مغز

از خلد برون پای چو آدم نگذاری

امروز که بر همت والاست ترا دست

حیف است که پا بر سر عالم نگذاری

از خون جگر، غنچه دل رنگ پذیرد

زنهار درین رطل گران نم نگذاری

صد نشتر آزار درین موم نهان است

مشاطگی زخم به مرهم نگذاری

چون چشم گشادی به جهان زود فروبند

این فال نه فالی است که بر هم نگذاری

تاج از سر خورشید به همت نربایی

تا پا به سر ملک چو ادهم نگذاری

فیض دم خط چون دم صبح است سبکسیر

زنهار درین دم مژه بر هم نگذاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام