گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ترجیح می دهد به پدر اوستاد را

هر کس شناخته است بیاض و سواد را

با نیک و بد چو شیر و شکر جوش می زند

دریافت هر که چاشنی اتحاد را

در زیر آسمان نبود صبح بی شفق

خون در پیاله است جبین گشاد را

زخم زبان چه کار به سرگشتگان کند؟

پروای خار و خس نبود گردباد را

تلخی کشان عشق نگیرند جام زهر

در محفلی که راه بود نوش باد را

از ابر بی نیاز بود تیغ آبدار

حاجت به باده نیست روان های شاد را

زهرست شکری که مکرر نمی شود

بدخو مکن به وصل، دل نامراد را

شایسته خدا و رسول است اعتقاد

ضایع مکن به اهل جهان اعتقاد را

زنهار در درستی خط سعی کن که هست

خط شکسته، خواب پریشان سواد را

صائب امید هست که آن خط عنبرین

روشن کند سواد من بی سواد را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام