گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۱۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای شمع طور از آتش حسنت زبانه ای

عالم به دور زلف تو زنجیرخانه ای

شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت

زین بیشتر چگونه کند سعی، دانه ای؟

از هر ستاره چشم بدی در کمین ماست

با صد هزار تیر چه سازد نشانه ای؟

چون سر برون برد به سلامت سپند ما؟

زین بحر آتشین که ندارد کرانه ای

چون باد صبح رزق من از بوی گل بود

مرغ قفس نیم که بسازم به دانه ای

عاشق کسی بود که درین دشت آتشین

پروانه وار خوش نکند آشیانه ای

ناف مرا به نغمه عشرت بریده اند

چون نی نمی زنم نفس بی ترانه ای

صائب فسرده ایم، بیا در میان فکن

از قول مولوی غزل عاشقانه ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام