گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۰۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آتش به خرمن از گل باغی ندیده ای

جوش جنون ز چشمه داغی ندیده ای

پروانه وار سیلی آتش نخورده ای

در دودمان آه چراغی ندیده ای

با ناله یک سراسر گلشن نرفته ای

با عندلیب گوشه باغی ندیده ای

از لاله زار آبله یک گل نچیده ای

در پای شوق، خار سراغی ندیده ای

با چاک سینه دست و گریبان نبوده ای

در دست خود ز داغ ایاغی ندیده ای

عمرت چو گل به خنده شادی گذشته است

زخمی نیازموده و داغی ندیده ای

صائب ز مرگ این همه اندیشه ات ز چیست؟

هرگز ز عمر خویش فراغی ندیده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام