گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۰۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با زهر چشم خنده هم آغوش کرده ای

بادام تلخ را چه شکرپوش کرده ای؟

داریم چون قبا سربندت هزار جا

ما را چه ناامید ز آغوش کرده ای؟

تا چشم را به هم زده ای، از سپاه ناز

تاراج عافیتکده هوش کرده ای

در پیش آفتاب چه پرتو دهد چراغ؟

گل را خجل ز صبح بناگوش کرده ای

حق نمک چگونه فراموش من شود؟

داغ مرا به خنده نمک پوش کرده ای

شکر توام ز تیغ زبان موج می زند

چون آب اگر چه خون مرا نوش کرده ای

صائب ز فکرهای ثریا نثار خود

ما را چه حلقه هاست که در گوش کرده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام