گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هم ناله رباب نباشد کسی چرا؟

هم گریه کباب نباشد کسی چرا؟

چون می شود شکسته ماه از سفر درست

با برق همرکاب نباشد کسی چرا؟

با سینه ای ز حرف لبالب درین بساط

خاموش چون کتاب نباشد کسی چرا؟

پروانه کامیاب ز ترک حجاب شد

در عشق بی حجاب نباشد کسی چرا؟

از انقلاب، خون سیه مشک ناب شد

مشتاق انقلاب نباشد کسی چرا؟

چون خانه خراب بود پرده دار گنج

در پای خم خراب نباشد کسی چرا؟

اکنون که موج فتنه جهان را گرفته است

در کشتی شراب نباشد کسی چرا؟

از دوستی به دشمن آتش زبان خود

خونگرم چون کباب نباشد کسی چرا؟

از پیچ و تاب، رشته به وصل گهر رسید

در مشق پیچ و تاب نباشد کسی چرا؟

چون دادنی است روز قیامت حساب خود

امروز خود حساب نباشد کسی چرا؟

گلمیخ آستانه عشق است آفتاب

صائب در آن جناب نباشد کسی چرا؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام