گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۹۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای

آغوش باز در ره سیلاب کرده ای

در جستجوی ماهی سیمین لباس او

تن را درین محیط چو قلاب کرده ای

چون طفل، گوش هوش به افسانه داده ای

در رهگذار سیل فنا خواب کرده ای

درگاه خلق را به خدا برگزیده ای

بتخانه را تصور محراب کرده ای

چون ابر، دامن از کف دریا کشیده ای

دل در هوای وصل گهر آب کرده ای

از صحبت هدف ز هواهای مختلف

قطع نظر چو ناوک پرتاب کرده ای

دست از جهان بشوی، چه فارغ نشسته ای؟

صائب ترا که هست دل آب کرده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام