گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در ششدرست مهره اسیر جهات را

درهم نورد سلسله ممکنات را

بی نیش نیست نوشی اگر هست در جهان

در شیشه کرده اند حصاری نبات را

مطرب بجاست راه خرابات سر کند

کز دست داده ایم طریق نجات را

سودا نشد به زخم زبان از سرم برون

از دل نبرد خامه سیاهی دوات را

مهمان بی طلب نبود بار بر کریم

از دل چگونه منع کنم واردات را؟

افسون برون نمی برد از مار کجروی

تبدیل چون کنم به ریاضت صفات را؟

چون موجه سراب به یک جا قرار نیست

در جلوه گاه حسن تو پای ثبات را

تا خط سبز سر زد ازان لعل آبدار

عالم سیه به چشم شد آب حیات را

خط را تراش مانع نشو و نما نشد

راجع نساخت تیغ دو دم این برات را

این رشته را کند گره خامشی دراز

صائب کشیده دار عنان حیات را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام