گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۲۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی

نشائه خون جگر باد به ما ارزانی

ما تهیدستی خود را به دو عالم ندهیم

نقد وصل تو به این مشت گدا ارزانی

دست ما کم شود از چاک گریبان خالی

دست اغیار به آن بند قبا ارزانی

همت ما نکشد منت یاری ز کسی

بوی پیراهن یوسف به صبا ارزانی

گر نمی شد ادبم بند زبان، می گفتم

بوسه بر دست تو دادن به حنا ارزانی

در چمن خانه گرفتن گل فارغبالی است

چار دیوار قفس باد به ما ارزانی

صائب آن گل نکند گوش اگر بر سخنت

گلشن حسن مبادش به صفا ارزانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام