گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۱۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟

چشمه خضر نهان در دل ظلمت سازی

خلوت گور ترا جنت دربسته شود

گر درین نشائه به تنهایی و عزلت سازی

صد در فیض به روی تو گشایند از غیب

سینه را گر سپر سنگ ملامت سازی

می شود خاک شکرزار تو بی دیده شور

گر تو چون مور به اکسیر قناعت سازی

مشت خونی که بود حق سرشک سحری

چند گلگونه رخسار خجالت سازی؟

رشته ای را که توان ساخت کمند وحدت

حیف باشد که تو شیرازه صحبت سازی

در قیامت گل بی خار تو خواهد گردید

پشت دستی که تو زخمی ز ندامت سازی

تو که از دیدن گل می روی از خود صائب

به ازان نیست که از دور به نکهت سازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام