گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۰۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی

چه کنی چون دل شب تیره اش از هر دودی؟

نیست سرمایه عمر تو به جز یک دو سه دم

چه کنی صرف به دودی که ندارد سودی؟

دود اگر زلف ایازست ببر پیوندش

حیف باشد که به زنجیر بود محمودی

چون سیاووش گذشتند ز آتش مردان

ما به همت نتوانیم گذشت از دودی

عیش خود تلخ مکن صائب ازین دود کثیف

گر به آتش نگذاری به تکلف عودی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام