گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها

گرفته ایم اجازت ز باغبان تنها

بهار عمر، ملاقات دوستداران است

چه حظ کند خضر از عمر جاودان تنها؟

دل به پاکی دامان غنچه می لرزد

که بلبلان همه مستند و باغبان تنها

دل مرا به نسیم حمایتی دریاب

که یافته است بهار مرا خزان تنها

سزای خیره نگاهان به آه من بگذار

که بارها زده بر قلب آسمان تنها

اگر حیا دهدم فرصت سخن، دارم

هزار حرف زبانی به آن دهان تنها

من و دو چشم تر و خاک کربلا صائب

ز عافیت طلبان سیر اصفهان تنها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام