گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رسید صبر به فریاد بینوایی ما

کلید روزی ما شد شکسته پایی ما

عجب که دیده ما سیر گردد از نعمت

که ساختند نگون، کاسه گدایی ما

سبک چو ابر بهاران ز لاله زار، گذشت

ز خارزار ملامت برهنه پایی ما

ز لطف بیشتر از قهر دلشکسته شویم

ز سنگ سخت تر افتاده مومیایی ما

به نور عاریه محتاج نیستیم چو ماه

که هست از نفس خویش روشنایی ما

نمی رسد به هدف گر به آسمان رفته است

نکرده ترک هوا، ناوک هوایی ما

ز بس چو غنچه پیکان گرفته دل گشتیم

نسیم دست کشید از گرهگشایی ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام