گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده

بنای خانه ناموس را به آب مده

ز خیره چشمی تردامنان ملاحظه کن

کتان عصمت خود را به ماهتاب مده

بهار عصمت تو ره به خشکسالی بست

به هیچ تشنه جگر نیم قطره آب مده

ببین که مستحق التفات کیست نخست

زکات حسن به هر کس به اضطراب مده

به عاشقان جگرتشنه رحم کن ساقی

ته پیاله خود را به آفتاب مده

خراب کرده دلی را ز خویش کن معمور

چو گنج تن به هم آغوشی خراب مده

هنوز پای دل از ساعد تو می لغزد

به دست اهل هوس دست بی حجاب مده

مرا به گردش چشمی خمار می شکند

عبث پیاله به این عاشق خراب مده

حریف موجه غیرت نمی شوی صائب

ز روی بحر، نظر آب چون حباب مده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام