گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده

که از خجالت روی تو خون عرق کرده

بگو به غمزه که شمشیر در نیام کند

که شرم کشور حسن ترا نسق کرده

کجا خورد غم دل کودکی که مصحف را

همیشه ختم به گرداندن ورق کرده

شده است زورق خورشید و ماه طوفانی

ز تاب می گل روی تو تا عرق کرده

ز روی ساده به هر کس که هم سبق شده ای

صحیفه دل خود ساده از سبق کرده

فتد چو کار به سر، کار ذوالفقار کند

به تیغ آه دلی را که درد شق کرده

ز خلق صائب هر کس که روی گردان شد

به هر طرف که کند روی، رو به حق کرده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام