گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حدیث خام مجویید در رساله ما

به مهر داغ رسیده است برگ لاله ما

چو جام لاله، می ما چکیده داغ است

کراست زهره که بر لب نهد پیاله ما؟

چو جامه حرم کعبه می نهد بر چشم

به دست هر که فتد فردی از رساله ما

به داغ سینه مجروح ما مبین زنهار

که خنده در دهن کبک سوخت لاله ما

چو لاله با جگر گرم عشق می بازیم

ز داغ خویش بود عنبرین کلاله ما

ز رزق ما فلک سفله باز می گیرد

درین بساط اگر رم خورد غزاله ما

مکن ز خلوت آغوش ما تهی پهلو

که مه تمام شود در حصار هاله ما

عبث به سینه ما داغ می نهد گردون

که چون سپند جهد مهر از قباله ما

به داغ عشق ملایم نمی شود صائب

دلی که نرم نگردد ز آه و ناله ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام