گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۵۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

وحشی تر از آهوست نشان قدم تو

کهسار شود سینه صحرا ز رم تو

کوتاه نگردد به گره رشته عمرش

چون زلف نهد هر که سری در قدم تو

هر فتنه سرگشته که در روی زمین بود

شد جمع به زیر قد همچون علم تو

زین بیش دل خود نتوان خورد به امید

گر ماه تمامی که گرفتیم کم تو

هر چند به پای دگری ره نتوان رفت

گردید فلک سیر سرم در قدم تو

چون چشم که در خواب گران است حضورش

دل را سبک از درد کند کوه غم تو

بر سنبل فردوس کند ناز نگاهش

چشمی که فتد بر خط نازک رقم تو

صائب چه خیال است نیفتد به زبانها

هر شعر که آید به زبان قلم تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام