گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۱۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کی دوبین می شود از سایه تماشایی سرو؟

هر سیه رو نشود پرده یکتایی سرو

نشود دیده حق بین دودل از کثرت خلق

چه خلل می رسد از برگ به یکتایی سرو؟

حسن گلهای چمن پا به رکاب است تمام

پای برجاست مخلد چمن آرایی سرو

از سرافرازی حسن است نه از کوتاهی

به زمین گر نکشد دامن رعنایی سرو

دو سه روزی است نظربازی بلبل با گل

در خزان سبز بود بخت تماشایی سرو

سفر عالم بالا به قدم نتوان کرد

مانع نشو و نما نیست گران پایی سرو

زان مبدل نکند جامه خود را هرگز

کز تن خویش بود جامه زیبایی سرو

دست آزاده و دریوزه حاجت، هیهات

برنیاید ز بغل پنجه گیرایی سرو

می شود دیده ور از فیض نظربازان حسن

قمری از طوق بود دیده بینایی سرو

دل آزاده نگردد ز گرفتاران باز

کم ز قمری نشود وحشت تنهایی سرو

راستی پیشه خود کن که بود سبز مدام

مجلس افروزی شمع و چمن آرایی سرو

نفس سرد خزان باد بهارست او را

نیست در باغ نهالی به شکیبایی سرو

گر زند با قد او لاف رعونت، از آه

می کنم فاخته ای جامه مینایی سرو

آسمان در نظر همت مردان پست است

نرسد سبزه خوابیده به رعنایی سرو

کاهلان سنگ ره گرمروان می گردند

که زمین گیر شود آب ز همپایی سرو

صائب از عالم بالا به تو فیضی نرسد

تا چو قمری نشوی واله و شیدایی سرو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام