گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دوام نیست چو ایام گل جوانی را

شتاب خنده برق است شادمانی را

مکن به لهو و لعب صرف، نوجوانی را

به خاک شوره مریز آب زندگانی را

به کلفتی که ز دوران رسد گرفته مباش

که گردباد سبک می برد گرانی را

به پایداری غم نیست روزگار نشاط

شتاب خنده برق است شادمانی را

توان ز آینه جبهه سکندر دید

سیاه کاسگی آب زندگانی را

اگر چه قامت خم کرد طاق نسیانم

چنان نشد که فرامش کنم جوانی را

قرار در تن خاکی مجو ز جان صائب

حضور، پا بر رکاب است کاروانی را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام