گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۷۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جوش غیرت می زند خون حنای پای تو

تا که بوسیده است گستاخانه جای پای تو؟

پنبه در گوش از صدای خنده گل می نهد

گوش هر کس آشنا شد با صدای پای تو

خوش نماید چون شراب لعل در جام بلور

عاشقان را در نظر رنگ حنای پای تو

گر چه باشد شمع کافوری به خوش ساقی علم

پای طاوس است نسبت به صفای پای تو

داغ دارد هاله مه را ز روشن دیدگی

حلقه خلخال از نور و ضیای پای تو

بس که در یک جا ز شوخی ها نمی گیری قرار

ساده باشد وادی امکان ز جای پای تو

خجلت روی زمین از تنگدستی می کشد

نقد جان را گر کند صائب فدای پای تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام