گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو

زخم را آغوش رغبت می کند شمشیر تو

از جراحت روی گردن کی شود نخجیر تو؟

زخم را آغوش رغبت می کند شمشیر تو

از دم تیغ تو هر زخم آیه رحمت بود

از جراحت روی گردان کی شود نخجیر تو؟

رتبه حرف گلوسوز تو بیش از شکرست

شیره جان بوده در طفلی همانا شیر تو

آنچنانی کز جان روشن جسم می گردد لطیف

می کند بال پری آیینه را تصویر تو

شوخی حسن تو دارد برق را در پیچ و تاب

چون تواند خون عاشق گشت دامنگیر تو؟

کیستم من در شمار آیم، که آهوی حرم

چون هدف گردن کشد از اشتیاق تیر تو

می زند بر کوچه دیوانگی بی اختیار

هر که را افتد نظر بر زلف چون زنجیر تو

گوهر از گرد یتیمی می شود کامل عیار

شد غبار خط مشکین باعث تعمیر تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام