گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۴۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او

می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او

هر طرف صبح امیدی هست از چشم سفید

تا کجا طالع شود خورشید عالمتاب او

مطربی تردست می خواهم که چون آب روان

روز و شب باشد مسلسل نغمه سیراب او

با خرامش هر دو عالم مشت خاری بیش نیست

خار خشک ما چه باشد در ره سیلاب او

از خمار ما کجا دارد خبر میخواره ای

کز مکیدن های لب باشد شراب ناب او

این که زهد زاهد افسرده بی کیفیت است

می توان دریافت از خمیازه محراب او

هر دلی کز حیرت دیدار، صائب آب شد

جلوه مهر خموشی می کند گرداب او

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام