گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۲۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از ریگ توان روغن بادام گرفتن

نتوان ز خسیسان جهان کام گرفتن

از بس که فتاده است لطیف آن لب نازک

ظلم است ازو بوسه به پیغام گرفتن

بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم

می بایدم اکنون ز لب جام گرفتن

از وصل نیم شاد که از آهوی وحشی

تمهید رمیدن بود آرام گرفتن

با صدق عزیمت نبود راحله در کار

در کعبه رسیدیم به احرام گرفتن

چون دست برآرم به گرفتن، که ز غیرت

بارست به من عبرت از ایام گرفتن

از نام گذر کن که کند روی سیاهت

از ساده دلی همچو نگین نام گرفتن

صائب ز فلک کام گرفتن به تملق

از مردم نوکیسه بود وام گرفتن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام