گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۷۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن

از روی گرم خود بط می را کباب کن

زان پیشتر که یاسمن صبح بشکفد

خود را به یک پیاله گل آفتاب کن

چون غنچه تا به چند توان پوست خنده زد؟

از یک پیاله همچو گلم بی حجاب کن

آواز می مباد به گوش عسس خورد

وقت خروس خوان بط می پر شراب کن

چون برق، فیض صبح عنان ریز می رود

ساقی تو هم به گرمی صحبت شتاب کن

از روی آفتاب قدح چشمی آب ده

چندین هزار خانه تقوی خراب کن

آیینه شکسته زمین را فرو گرفت

آن روی آتشین، نفسی بی نقاب کن

شمشیر آبدار چو موج از میان بکش

روی محیط صاف ز نقش حباب کن

ای آن که می دوی به سر زلف چون نسیم

اول دهان زخم پر از مشک ناب کن

بر روی فرد باطل کثرت قلم بکش

مشق تجرد از نقط انتخاب کن

صائب بگیر رطل گرانی سبک ز من

عقل سبک عنان را پا در رکاب کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام