گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون

که تیر راست جهد صاف از کمان بیرون

حضور خانه خود مغتنم شمار که تیر

به زور می رود از خانه کمان بیرون

کسی که چشم گشایش ز بستگی دارد

قدم چو در نگذارد ز آستان بیرون

به التماسم اگر خضر بخشد آب حیات

عقیق صبر نمی آرم از دهان بیرون

ترحم است بر آن غنچه گرفته جبین

که ناشکفته برندش ز گلستان بیرون

کسی است عاشق یکرنگ گلستان صائب

که از چمن نرود موسم خزان بیرون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام