گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۲۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟

خوش آن چراغ کز او هر سرا شود روشن

به گرد دیر و حرم دل به دست می گردیم

چراغ مرده ما تا کجا شود روشن

چه غم ز تیرگی خانه صدف دارد؟

دلی که همچو گهر از صفا شود روشن

ز تندباد حوادث نمی شود خاموش

دلی که از نفس گرم ما شود روشن

چنان به سرعت ازین تیره خاکدان گذرم

که شمع کشته ام از نقش پا شود روشن

چنین که تیره شده است از غبار خاطر من

مگر به صبح قیامت هوا شود روشن

غبار حادثه از یکدگر نمی گسلد

چگونه آینه سینه ها شود روشن؟

مگر ز پرتو اقبال ذره پرور عشق

چراغ صائب بی دست و پا شود روشن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام