گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن

چراغ زنده دلان را کند خدا روشن

ملایمت ز طمع پیشگان به آن ماند

که شمع موم به منزل کند گدا روشن

همیشه بخت سیه روز در میانم داشت

مرا چو شمع نگردید پیش پا روشن

اگر چه هست کدورت میان چشم و غبار

شد از غبار خط او سواد ما روشن

به غور معنی نازک رسند صافدلان

هلال چهره نماید چو شد هوا روشن

امید هست که چشم بصارت صائب

شود ز خاک در شاه اولیا روشن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام