گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۲۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زکات صحت جسم است خسته پرسیدن

نگاهبانی عمرست پیش پا دیدن

اگر چه خواب ترا نیست بخت بیداری

مدار دست ز تمهید چشم مالیدن

به هیچ عذر نمانده است دسترس ما را

به غیر ناخن خجلت زمین خراشیدن

چه میوه های گلوسوز در قفا دارد

به خاک ره زر خود چون شکوفه پاشیدن

مشو ز لغزش پا ناامید در ره عشق

که قطع می شود این ره به پای لغزیدن

خموش باش که سنجیدگان عالم را

سبکسری است به میزان خویش سنجیدن

بپوش چشم خود از عیب مردمان صائب

ترا که نیست میسر برهنه پوشیدن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام