گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۰۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان

حذر کن از دل پر درد و دماغ سوختگان

نمی شود ز سیه خانه لیلی ما دور

همیشه زیر سیاهی است داغ سوختگان

ز جام لاله سیراب شد مرا روشن

که می ز خویش برآرد ایاغ سوختگان

بهار تازه کند داغ تخم سوخته را

ز می شکفته نگردد دماغ سوختگان

ز لاله زار دلم تا شکفت دانستم

که مرهم دگران است داغ سوختگان

ز نور زنده دلی آب زندگی خورده است

ز باد صبح نمیرد چراغ سوختگان

چه نعمتی است ندارند بیغمان صائب

خبر ز چاشنی درد و داغ سوختگان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام