گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۰۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صدای پا نبود در خرام درویشان

زمین به خواب رود زیر گام درویشان

چو نی اگر چه بود خشک، کام درویشان

شکر به تنگ بود در کلام درویشان

چه لذت است که بادست پخت بی برگی است

نمکچش است سراسر طعام درویشان

اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال

صدا بلند نگردد ز جام درویشان

که می تواند وصف تمام ایشان کرد؟

به از تمام جهان، ناتمام درویشان

ز روستای طمع رخت برده اند برون

مساز روی ترش از سلام درویشان

میان مور و سلیمان تفاوتی ننهد

چو سفره باز کند فیض عام درویشان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام