گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۹۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

داغ بر دل شدم از انجمن یار برون

دست خالی نتوان رفت ز گلزار بیرون

باد زنجیری این راه پر از پیچ و خم است

دل چسان آید ازان طره طرار برون؟

در ریاضی که بود دیده بلبل شبنم

نرود بوی گل از رخنه دیوار برون

گر چه باریک چو سوزن شدم از دقت فکر

رهروی را نکشیدم ز قدم خار برون

دل سرمست اگر بار امانت نکشد

کیست آید دگر از عهده این کار برون؟

بی محرک نشود هیچ سخنور گویا

نغمه بی زخمه نیاید ز رگ تار برون

هر که اوقات کند صرف به نقادی خلق

می رود زود تهیدست ز بازار برون

کجی از طینت نادان به نصیحت نرود

که نیاید به فسون پیچ و خم از مار برون

رخنه در سد سکندر کند آسان صائب

هر که آید ز پس پرده پندار برون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام