گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آب شد بس که در آتشکده دل پیکان

دل مجنون مرا گشت سلاسل پیکان

صحبت راست روان بال و پر توفیق است

که ز آمیزش تیرست سبکدل پیکان

نرسد بال و پر سعی به بی تابی دل

می رسد پیشتر از تیر به منزل پیکان

نیست آرام به یک جای دل آزاران را

که بود در تن زخمی متزلزل پیکان

طمع روی دل از سخت کمانی دارم

که به عشاق دهد در عوض دل پیکان

در دل از سختی ایام گرههاست مرا

که از آنهاست کمین عقده مشکل پیکان

از زمین چون هدف آغوش گشا می خیزند

اهل دل را اگر آید ز مقابل پیکان

نگذرد چون سخن سخت ز من راست چو تیر؟

که مرا گشت ز سختی گره دل پیکان

جوهر از بیضه فولاد برون می آرد

ساده لوحی که مرا می کشد از دل پیکان

آسمان سیر شد از عشق، دل ما صائب

پر برآرد ز سبکدستی قاتل پیکان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام