گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۲۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من

به چشم سرمه دار آمد نوای عندلیب من

ز بس چین جبین بی نیازی کرده در کارش

صبا را دل گرفت از غنچه حسرت نصیب من

به شاخ ارغوان نبض من گر آشنا گردد

شود شاخ گل تبخاله انگشت طبیب من

نباشم چون ز همزانویی آیینه در آتش؟

که می آید برون از سنگ و از آهن رقیب من

چنان در عشق رسوایم که خال چهره لاله

به خون رشک می غلطد ز داغ سینه زیب من

ز چندین مصرع رنگین یکی صائب خوشم آید

به هر شاخ گلی سر درنیارد عندلیب من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام