گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۸۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟

که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان

نیفتد هیچ کافر بر زبان ناصحان یارب!

مرا کردند عاقل رفته رفته این نفس شومان

اگر در دامن محشر گنه این آبرو دارد

بسا خجلت که خواهد شد گریبانگیر معصومان

صفا می بارد از آب گهر آیینه دولت

مهل آید برون از پرده آب چشم مظلومان

به شکر این که محروم از وصال او نه ای صائب

بگو در وقت فرصت شمه ای از حال محرومان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام