گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زبان هر هرزه درایی به جان رساند مرا

لب خموش به دارالامان رساند مرا

ادا چگونه کنم شکر آه را، کاین تیر

ز یک گشاد به چندین نشان رساند مرا

ز بی کسی چه شکایت کنم به هر ناکس؟

که بی کسی به کس بی کسان رساند مرا

اگر چه بی بروپالی است سنگ راه عروج

دل شکسته به آن دلستان رساند مرا

به دیده چون ندهم جای، اشک را صائب؟

که سیل گریه به آن آستان رساند مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام