گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۶۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گوی سیمین ذقن، زلف چو چوگان را ببین

در رکاب ماه نو خورشید تابان را ببین

گر ندیدی بر لب کوثر هجوم تشنگان

گرد لعل آبدارش خط ریحان را ببین

خستگان را در دل شبهاست افزون پیچ و تاب

در سواد زلف، دلهای پریشان را ببین

در غبار تیره نتوان دید ماه عید را

گرد هستی برفشان ابروی جانان را ببین

با خودی در تنگنای دیده موری اسیر

خیمه بیرون زن ز خود ملک سلیمان را ببین

جلوه بی پرده می سوزد پر و بال نگاه

در ته ابر تنک خورشید تابان را ببین

دست بردار از عنان اختیار خود چو موج

آنگه از دریای رحمت مد احسان را ببین

خط باطل نیست در دیوان آن جان جهان

زیر هر موج سرابی آب حیوان را ببین

باغ جنت مشت خاشاکی است از گلزار غیب

سر فرو بر در گریبان، باغ و بستان را ببین

از رکاب عشق صائب دست همت بر مدار

زیر پای خود سر گردون گردان را ببین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام