گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۶۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟

زلف یا شیراه جمعیت دلهاست این؟

زلفش از معموره دلها برآورده است گرد

یا بهار بی خزان عنبر ساراست این؟

فتنه روز قیامت در رکابش می رود

رایت حسن بلند اقبال، یا بالاست این؟

گر سر خورشید را بیند به زیر پای خویش

آب در چشمش نمی گردد، چه بی پرواست این؟

نیست ممکن فکر زلفش را برآوردن ز دل

می شود هر روز افزون، ریشه سوداست این

خط که حسن دیگران را می شود فرمان عزل

استمالت نامه آن حسن بی پرواست این

از دمیدن های خط صائب ازو ایمن مشو

جوهر بی رحمی شمشیر استغناست این

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام