گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۳۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون

جغد ازین ویرانه طاوس بهشت آمد برون

فکر رنگین جلوه دیگر کند با بخت سبز

خوش نماید لاله ای کز طرف کشت آمد برون

چون زلیخا کز پی یوسف ز خود بیرون دوید

جنت از دنبال آن حوری سرشت آمد برون

هر کجا غم نیست، آنجا زندگانی مشکل است

زین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون

پرده بیگانگی چون از میان برداشتند

برهمن از کعبه، زاهد از کنشت آمد برون

جان روشن از غبار آلودگان صائب بجو

باده چون آفتاب از زیر خشت آمد برون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام