گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۲۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اهل معنی گر چه خاموشند از تحسین من

غوطه در خون می زنند از معنی رنگین من

سکته بی دردی از خواب عدم سنگین ترست

ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من

در جگرگاه نواسنجان این بستانسرا

تیغها خوابیده از هر مصرع رنگین من

از ید بیضای کلک من جهانی روشن است

گر به ظاهر نیست شمعی بر سر بالین من

مایه دار معنیم، دعوی نمی دانم که چیست

خودفروشی نیست چون بی مایگان آیین من

دیده یوسف شناس از خود بود منت پذیر

می کند تحسین خود، هر کس کند تحسین من

صور محشر پاره سازد گر گلوی خویش را

برنمی گردد صدا از کوه با تمکین من

نیست از منع تماشایی پر از گل گلشنم

دست و پا از جوش گل گم می کند گلچین من

شهد گفتار مرا صائب قوام دیگرست

خامه ها را کرد بی شق معنی شیرین من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام