گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۱۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با سیه چشمان بود بزم می گلگون من

ساغر از ناف غزالان می زند مجنون من

می کند در سینه ام پیوسته جولان درد و داغ

هر طرف صد محمل لیلی است در هامون من

گر چه از شمشیر او بالین و بستر ساخته است

همچنان زنجیر می خاید ز جوهر خون من

چون دهان زخم، گستاخی نمی دانم که چیست

تیغ خون آلود می باشد لب میگون من

موشکافان جهان را موی آتشدیده کرد

بس که پیچیده است چون زلف بتان مضمون من

عالمی را گفتگوی من به وجد آورده است

جوش صد میخانه دارد سینه پر خون من

می شود در بوته حکمت زر مغشوش صاف

نیست جایی بهتر از خم بهر افلاطون من

شور بلبل می کند کان ملاحت باغ را

می فزاید حسن او را عشق روزافزون من

سرو خواهد کرد چون مینای خالی خون عرق

چون به سیر باغ آید سبز ته گلگون من

شاخ گل بر خاک بندد نقش صائب ز انفعال

هر کجا قامت فرازد مصرع موزون من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن حیدرزاده نوشته:

وزن مصرع اول مشکل دلرد

محسن حیدرزاده نوشته:

با عرض پوزش ، خوانش حقیر مشکل داشت ؛ وزن صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام