گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آه مظلوم است در بالا دوی ادراک من

از زبردستی به ساق عرش پیچد تاک من

کیست دیگر تا تواند دست با من کوفتن؟

کآسمان باآن زبردستی بود در خاک من

نیست چین نارسایی در کمند فکرتم

هست گیراتر ز چشم آهوان فتراک من

چون پر پروانه سوزد پرده افلاک را

گر نفس در دل ندزدد شعله ادراک من

اشک نیسان چون صدف گوهر شود در سینه ام

وقت تخمی خوش که افتد در زمین پاک من

جوهر ذاتی نمی گرداند از شمشیر روی

می زند سرپنجه با دریا خس و خاشاک من

شمع عالمسوز را انگشت زنهاری کند

چون به محفل رو نهد پروانه بی باک من

سیر چشمان را نظر بر جامه پوشیده نیست

ورنه بوی پیرهن باشد گریبان چاک من

می شود صائب ز سوز سینه ام عالم فروز

گر چراغ کشته ای آرد کسی بر خاک من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام