گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی اثر تا چند باشد ناله شبگیر من؟

تا کی از گوش گران بر سنگ آید تیر من؟

با سرافرازی تلاش خاکساری می کنم

چون گهر گرد یتیمی می کند تعمیر من

آه بی تأثیر من در زیر لب باشد مدام

از کجی بیرون نمی آید ز ترکش تیر من

می شود افزون ز اسباب تسلی وحشتم

تیغ زهرآلود داند سبزه را نخجیر من

آسمان بر جوهر من پرده نتواند کشید

زهر قاتل می کند زنگار را شمشیر من

از سیه کاری به کام من نمی گردد زبان

از گرانی لنگ دارد عذر را تقصیر من

روزی من می رسد از خامه حرف آفرین

از سر انگشت باشد چون یتیمان شیر من

نی به ناخن می کند الماس زرین چنگ را

بس که پیچیده است بر خود غنچه دلگیر من

شاهد خامی است دست پا زدن در بند عشق

برنمی خیزد صدا چون جوهر از زنجیر من

آنچنان رسوا شدم صائب که ماه و آفتاب

از زمین گیران بود با عشق عالمگیر من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام