گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیستی چون اهل معنی لب به دعوی وا مکن

عیبجویان را به عیب خویشتن گویا مکن

بهر مشتی خون که خواهد خرج خاک تیره شد

لب به حرف خونبها چون خودفروشان وا مکن

تا نسازی دامن اطفال را خالی ز سنگ

از سواد شهر رو در دامن صحرا مکن

از خرد دورست مس کردن طلای خویش را

روی زرد خویش سرخ از باده حمرا مکن

تا نسازی جمع صائب دل ز زاد آخرت

پشت خود چون سالکان خام بر دنیا مکن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام