گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مکن به غنچه گره نوبهار عالم را

تبسمی کن و بگشای کار عالم را

به خنده ای گل بی خار می توانی کرد

اگر التفات کنی، خارزار عالم را

فلک سوار چو عیسی نمی توانی شد

ز خویش تا نفشانی غبار عالم را

کجی ز مار به افسون نمی توان بردن

چگونه راست توان کرد کار عالم را

مبند نقش اقامت که همچو موج سراب

قرار نیست دمی پود و تار عالم را

نتیجه ای به جز از خانمان خرابی نیست

خرابی دل امیدوار عالم را

عجب که روز قیامت ز خاک برخیزد

به دوش هر که نهادند بار عالم را

خوشا کسی که چو صائب ز خاکساری ها

به دیده خاک زند اعتبار عالم را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام