گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن

چون مه نو شهره آفاق می گردد سخن

می کند جمعیت دل گفتگو را منتظم

از پریشان خاطری اوراق می گردد سخن

گر بیفشارند پای خامه را ارباب فکر

زود با عرش برین هم ساق می گردد سخن

بکر معنی را بود در سادگی حسن دگر

بی صفا از زیور اغراق می گردد سخن

می کند گه در مزاج سردمهران کار زهر

گاه زهر غصه را تریاق می گردد سخن

می کند این آب روشن را روان استادگی

از تأمل شهره آفاق می گردد سخن

رشته را اندازد از چشم گهر صائب گره

ناگوار طبع از اغلاق می گردد سخن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام