گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن

بر گرانجانان بود مشکل ز جا برخاستن

سرفرازی می فزاید آتش سوزنده را

پیش پای هر خس و خاری بپا برخاستن

خوشنماتر در نگین دان از نشست گوهرست

از بزرگان گران تمکین ز جا برخاستن

حیرت رخسار آتشناک آن جان جهان

برد از یاد سپند من ز جا برخاستن

می رساند یک نفس بنیاد هستی را به آب

چون حباب از جا به امداد هوا برخاستن

می شود با خاک یکسان از طمع نفس خسیس

از سر راه است مشکل بر گدا برخاستن

جذبه ای عشق در کار من افتاده کن

کز سر دنیا شود آسان مرا برخاستن

برندارد عفو اگر از دوش ما بار گناه

سخت دشوارست در محشر ز جا برخاستن

سبزه زیر سنگ صائب راست نتوانست شد

با گرانجانی بود مشکل ز جا برخاستن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام