گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۸۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن

زر خالص را محابا نیست از بگداختن

روزگاری را که کردم صرف تسخیر بتان

می توانستم دو عالم را مسخر ساختن

آبرویی را که کردم صرف این بی حاصلان

آسیایی می توانستم به دور انداختن

رنگ یکتایی نگیرد رشته چون همتاب نیست

سازگاری نیست با ناسازگاران ساختن

آن که کار سهل ما را در گره انداخته است

می تواند کار عالم را به ابرو ساختن

سرکشان را مهربان خویش کردن مشک است

سهل باشد آسمان را بر زمین انداختن

از بهشت عدن صائب صلح کن با وصل یار

بر امید نسیه نقد عمر نتوان باختن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نون. شین نوشته:

سرکشان را مهربان خویش کردن مشک است
سرکشان را مهربان خویش کردن مشکل است

کانال رسمی گنجور در تلگرام