گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۵۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حوصله وصل آن نگار ندارم

دام به اندازه شکار ندارم

گوهر دریای بیکرانه عشقم

در صدف آسمان قرار ندارم

صحبت من در مذاق عشق گواراست

باده روحانیم خمار ندارم

شکوه تراوش نمی کند ز زبانم

آتش حل کرده ام شرار ندارم

موجه بی دست و پای قلزم شوقم

در سفر خویش اختیار ندارم

دست و دم سرد گشته است ز عالم

کار چو صائب به هیچ کار ندارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام