گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۳۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر دل غم سیم و زر دنیا نگذاریم

بار خر دجال به عیس نگذاریم

خضر ره ما گرمروان عزم درست است

سر در پی هر بادیه پیما نگذاریم

پیداست که از موج سرابی چه گشاید

ما دل به تماشاگه دنیا نگذاریم

محتاج به زینت نبود حسن خداداد

آن به که حنا بر ید بیضا نگذاریم

تا دامن اطفال سبکبار نگردد

ما روی ز معموره به صحرا نگذاریم

دیوانگی ما همه از رنج خمارست

از تاک چرا سلسله برپا نگذاریم؟

ما را به ملامت نتوان توبه ز می داد

گر سر برود گردن مینا نگذاریم

صائب به رخ ما در دولت نگشاید

تا رو به نهانخانه عنقا نگذاریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام